گذشت آن عشق ها

گذشت ...

روزهایی که دستانی پر از عشق قلم را بر میداشت ...

و می نوشت اسمی را که هر شب حلاجی می کرد...

گذشت ...

روزهایی که دلی از دلتنگی پر از غصه بود ...

و ساز جدایی را برای چشمانی منتظر می نواخت ...

گذشت ...

روزهایی که من بودم و تو ، بدون وجود هیچ "اویی""...

بدون وجود مزاحمی درون زندگییمان...

گذشت ...

آن قدر گذشت که تنهایی سر تاسر وجودمان را گرفت ...

هنوز هم تنهایی...

هنوز هم تنهایم...

هنوز هر دو تنهاییم ...

 

به یاد خاطرات نوشته های قبل، نوشتم، تنها برای او و من .

/ 0 نظر / 10 بازدید