آرام تر از خواب درختان

گذشت آن عشق ها
نویسنده : شهزاد - ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٢
 

گذشت ...

روزهایی که دستانی پر از عشق قلم را بر میداشت ...

و می نوشت اسمی را که هر شب حلاجی می کرد...

گذشت ...

روزهایی که دلی از دلتنگی پر از غصه بود ...

و ساز جدایی را برای چشمانی منتظر می نواخت ...

گذشت ...

روزهایی که من بودم و تو ، بدون وجود هیچ "اویی""...

بدون وجود مزاحمی درون زندگییمان...

گذشت ...

آن قدر گذشت که تنهایی سر تاسر وجودمان را گرفت ...

هنوز هم تنهایی...

هنوز هم تنهایم...

هنوز هر دو تنهاییم ...

 

به یاد خاطرات نوشته های قبل، نوشتم، تنها برای او و من .


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : شهزاد - ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳٠
 

میدانم !

میدانم چقدر بی لیاقتم ~

میدانم چقدر بی ارزشم ~

میدانم چقدر پستم ~

میدانم خودم هم میدانم~

اما !!!!!

تو به روی من نیاور ~

چون من با هربار سر تکان دادن تو می میرم و زنده میشم !!

تو بزرگی کن و به رویم نیاور ..

چون من پشیمانم ...

پشیمان

می شنوی !!!!!


 
comment نظرات ()